بصير احمد دولت آبادى

344

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

مىگويند هنديان نيز افغان گويند . » « 1 » با روشن شدن ريشهء تاريخى واژهء افغان و يكسان بودن آن با واژهء پشتون پرده از اين رازى برداشته مىشود كه به‌طور ظالمانه تمامى اقوام ساكن افغانستان ، قربانى اين اسم شده‌اند و متأسفانه تا امروز خيليها به اين واقعيت تاريخى - سياسى آگاهى نيافته‌اند . با اين ديد به سراغ تاريخ مىرويم كه چطور در اوج قدرت سدوزاييها طايفهء محمدزايى توانستند خود را شريك قدرت كنند . يادآور شديم كه با قدرت‌گيرى احمد خان ، جمال خان بارك‌زايى با فرزندانش به دربار احمد خان راه پيدا كرد . پس از مرگ احمد خان ، فرزند حاجى جمال ، پاينده محمد خان ، تيمور را يارى كرد تا به قدرت برسد . او به پاس اين همكارى در حكومت تيمور و حتى شاه زمان نقش مهمى در حكومت به دست آورد . ولى با كشف توطئهء براندازى حكومت ، او و ساير سرداران دربار اعدام شدند . اين كار باعث شد كه فرزندان پاينده محمد خان از دربار شاه زمان فرار كرده ، شاه محمود را حامى و پناهگاه خود قرار دهند . هنگامى كه شاه محمود حكومت را به دست گرفت فتح خان پسر پاينده محمد خان ، وزير شاه محمود شد . او تمامى برادران را در پستهاى حكومتى ولايات مقرّر كرد . تا اينجا برنامهء قدرت‌گيرى محمدزاييها به خوبى پيش مىرفت . ولى با شكست شاه محمود و قدرت‌گيرى شاه شجاع عملا اين طرح خنثى گرديد ، چرا كه فتح خان از در جنگ با شاه شجاع وارد شد ، ولى شاه شجاع نه تنها او را ادب نكرد كه باز هم با عفو كردن او ، زمينه را براى تاخت‌وتاز محمدزاييها مساعد كرد . فتح خان دو بار دست به غارت زد ، ولى هردو بار مورد بخشش قرار گرفت . همين شفقت شاه شجاع باعث

--> ( 1 ) . تواريخ خورشيد جهان ، ص 54 .